مطالب توسعه فردی

چگونه خوش بین باشیم؟

زندگی هیچ‌کس خالی از فراز و نشیب نیست. مطمئنا در خلال روزهایی که زندگی به کام شما بوده است، طعم تلخ اتفاقات مأیوس‌کننده را هم چشیده‌اید. اما آیا هنگام مواجهه با سختی‌ها، نیمه‌ی پر لیوان را می‌بینید یا دائما به نیمه‌ی خالی لیوان توجه می‌کنید؟ با جواب دادن به این سؤال مشخص می‌شود چقدر در زندگی روزمره‌تان خوشبین یا بدبین هستید. اگر در جواب، شجاعانه اعتراف کردید که بخش قابل توجهی از نگرش‌تان در زندگی به زهر بدبینی آلوده است، حتما نیاز دارید با مطالعه‌ی راهکارهایی این عینک بدبینی را از چشمتان بردارید. با ما همراه باشید تا به اتفاق یاد بگیریم چگونه خوش بینی را چاشنی زندگی خود کنیم. 1. احساسات‌ خود را بشناسید و ببینید از اتفاقات خوب و بد چه تأثیری می‌پذیرید خوش بینی به این معنی نیست که باید همیشه شاد باشید. اینکه به اجبار سعی کنید خودتان را حتی در مواقع بحرانی شاد جلوه بدهید، رفتار اشتباهی است. در عوض، خودتان را با گستره‌ی متنوع احساساتی وفق دهید که در مقاطع مختلف زندگی بروز می‌کنند و بپذیرید احساسات منفی مانند احساسات مثبت، بخشی طبیعی از تجربیات زندگی هستند. باید آگاه باشید سرکوب کردن برخی احساسات خاص ممکن است منجر به پریشانی عاطفی شدید شود. اگر احساسات‌ خود را محدود نکنید، در مواجهه با اتفاقات غیرمنتظره‌ی آینده می‌توانید سازگارتر و کُنِشگرتر ظاهر شوید. این رویکرد به شما کمک‌ می‌کند در موقعیت‌های پیش‌بینی نشده خوشبین و منعطف باشید. احساسات منفی می‌توانند در طول زمان به یک عادتِ شرطی تبدیل شوند. هرگز خودتان را به دلیل احساسات ناخوشایند سرزنش نکنید، چرا که با سرزنش کردنِ خودتان نمی‌توانید به مرحله‌ی رشد برسید و فقط در همان اتفاق پیش آمده دَرجا خواهید زد. در عوض سعی کنید بفهمید چه اوقاتی احساسات منفی به سراغ‌تان می‌آیند. برای ردیابی زمان بروز احساسات ناخوشایند می‌توانید احساسات یا افکار ناخوشایندی را که در طول روز برای‌تان اتفاق می‌افتد، در یک دفترچه‌ی شخصی یادداشت کنید. سپس زمینه‌ی بروز این احساسات و افکار ناخوشایند را به دقت بررسی کنید و به دنبال راهکارهای جایگزین برای رویارویی با این‌گونه احساسات و افکار باشید. مثلا فرض کنید در حال رانندگی هستید که ناگهان یک ماشین دیگر، می‌پیچید و مسیرتان را می‌بندد. حالا فرض کنید از این اتفاق عصبانی شده‌اید، طوری که دست‌ خود را روی بوق می‌گذارید و حتی سر راننده‌ی جلویی داد می‌زنید. در پایان روز، این اتفاق را به همین شکل در دفترچه‌تان یادداشت کنید. از احساس خود در آن لحظه بنویسید و واکنشی را هم که بلافاصله نشان دادید ذکر کنید. اما یادتان باشد رفتارتان را با برچسب «درست» یا «غلط» مورد قضاوت قرار ندهید و فقط به بازنویسی اتفاق پیش آمده اکتفا کنید. سپس درباره‌ی چیزی که نوشته‌اید، اندکی تأمل کنید. آیا واکنشی که از خودتان نشان دادید، مغایر ارزش‌های مورد باور شما نبوده است؟ آیا رفتارتان با شخصیتی که از خودتان انتظار دارید، مغایرت نداشته است؟ اگر پاسخ به این پرسش‌ها مثبت بود، فکر می‌کنید کجای رفتارتان اشتباه کردید؟ به نظرتان، علت اصلی واکنش شما چه بود؟ شاید واقعا از دست راننده‌ای که ناگهان جلوی راه‌تان سبز شد عصبانی نبودید، بلکه این فرد را قربانی عصبانیتی کردید که از جای دیگری ناشی شده بود. یادداشت کردن اتفاقات نباید موجب درگیر شدن در احساسات منفی شود. باید از این تجربه‌ها درس بگیرید. از خودتان بپرسید: چه درسی در این تجربه هست که می‌تواند موجب رشد فردی‌ شما شود؟ آیا می‌توانید از این تجربه برای رویارویی با سایر اتفاقات کمک بگیرید؟ اگر دفعه‌ی بعد با موقعیتی مشابه مواجه شدید، چگونه رفتار خواهید کرد که مطابق ارزش‌هایتان باشد؟ مثلا اگر درک کنید عصبانیت‌ شما ناشی از روز پرتنشی بود، راحت‌تر می‌توانید بپذیرید دیگران هم اشتباه می‌کنند. به این ترتیب، یاد می‌گیرید بار دیگری که کسی نسبت به خودتان رفتار مشابهی پیش گرفت، با طرف مقابل همدلی کنید. اگر از قبل درباره‌ی طرز رفتارتان نسبت به موقعیت‌های تنش‌زا پیش‌فرض داشته باشید، واکنش شایسته‌تری در چنین موقعیت‌هایی از خودتان نشان خواهید داد. 2. تمرینات ذهن‌آگاهی انجام بدهید ذهن‌آگاهی (mindfulness) یکی از مؤلفه‌های کلیدی خوش بینی است که به شما کمک‌ می‌کند در لحظه، بدون هیچ قضاوتی، به احساسات‌ خود اذعان داشته باشید. اغلب اوقات، واکنش‌های منفی زمانی بروز می‌کنند که با احساسات‌ خود بجنگید یا آن‌قدر مغلوب آنها شوید که یادتان برود می‌توانید واکنش‌تان را نسبت به احساسات خود کنترل کنید. برای اینکه بتوانید خودتان را در زمان هجوم احساسات منفی کنترل کنید، باید روی طرز نفس کشیدن‌تان تمرکز داشته باشید، هم جسم و هم احساسات‌تان را بپذیرید و به جای انکار احساسات‌ خود از آنها درس بگیرید. در مطالعات متعددی ثابت شده است مراقبه‌ی ذهن‌آگاهی در بهبود اضطراب و افسردگی تأثیر دارد. همچنین گفته شده است مراقبه‌ی ذهن‌آگاهی موجب تغییر رویه‌ی بدن در پاسخ به استرس می‌شود. برای بهره‌مندی از تأثیرات مثبت مراقبه لازم نیست حتما زمان زیادی را به انجام مراقبه اختصاص بدهید. فقط روزی 5 دقیقه انجام مراقبه‌ی ذهن‌آگاهی کافی است تا نسبت به احساسات‌ خود آگاه‌تر شوید و آنها را بپذیرید. 3. تک‌گویی‌های درونی‌ خود را از نظر خوشبینانه یا بدبینانه بودن بررسی کنید

مشاهده کامل

با انجام این کارهای ساده اعتماد به نفس خود را تقویت کنید

همه‌ی ما در کنار برنامه ریزی و پشتکار برای رسیدن به هدف‌، به عامل مهم و تعیین کننده‌‌‌ی اعتماد به نفس نیاز مبرم داریم. داشتن اعتماد به نفس بالا راه شما را برای رسیدن به موفقیت هموارتر می‌کند. در این مقاله شما را با 14 راهکار کاربردی برای دستیابی به اعتماد به نفس بالا آشنا می‌کنیم. نویسنده و مدیر اجرایی یکی از 500 شرکت سودآور و برتر آمریکا، بکی بلالاک (Becky Blalock) می‌گوید اجداد ما ناچار بودند برای زنده ماندن محتاط باشند و این ویژگی ازطریق تکامل به ما نیز به‌ارث رسیده و موجب شده است که گاهی ترسو و خجالتی باشیم و احساسات خود را بروز ندهیم. البته این مسئله هیچ اشکالی ندارد، ولی هیچ‌کس نمی‌خواهد در حالتی از ترس و خجالت همیشگی گرفتار شود. خوشبختانه با شکل‌گیری عادت‌های درست روزانه می‌توان اعتماد به نفس را تقویت کرد. اگر برای اعتماد به نفس داشتن به انگیزه خارجی نیاز دارید، به‌یاد داشته باشید که تقویت اعتماد به نفس یکی از وظیفه‌های مهم انسانی است. دالایی لاما (رهبر دینی بوداییان تبت) می‌گوید: «هر فرد با درک ظرفیت‌ها و اعتماد داشتن به توانایی‌های خود می‌تواند دنیای بهتری را بسازد.» می‌بینید؟ جهان نیاز دارد که ما گاهی به خودمان ببالیم، پس از اینکه به خودتان بگویید چقدر عالی و شگفت‌انگیز هستید، نترسید. ما برای افزایش اعتماد به نفس 14 راهکار زیر را پیشنهاد می‌دهیم:  

مشاهده کامل

چگونه قاطعانه رفتار کنیم؟

آیا رفتارتان قاطع و محکم است؟ اصلا در نظر شما رفتار قاطعانه چه معنایی دارد؟ آیا به این معناست که همیشه و هر بار باید حق‌تان را بگیرید؟ یا اینکه باید بدانید چه زمانی نتیجه‌ی کار، علتی به‌خصوص یا خواسته‌ی دیگران، بر حق و حقوق شما مقدم است؟ فرض کنید رئیسی اطلاع داشته باشد که کارمندش فردا به مسافرت می‌رود، و با این‌حال درست آخرِ وقتِ اداری امروز کوهی از پرونده‌ها را برای مرتب کردن روی میز او تلنبار می‌کند؛ همان کارمند هم در مقابل این کار رئیسش، به او می‌گوید که پرونده‌ها را مرتب خواهد کرد، اما بعد از اینکه از مسافرت برگشت. رفتار کدام یک از این دو نفر قاطعانه بوده است؟ گاهی وقت‌ها مشخص کردن اینکه چه رفتاری واقعا قاطعانه است، کمی سخت می‌شود. دلیلش این است که مرز باریکی بین رفتار قاطعانه و پرخاشگری وجود دارد. تعاریف زیر کمک می‌کنند تا بتوانیم این دو را از هم جدا کنیم: رفتار قاطعانه بر پایه‌ی تعادل بنا شده است. قاطعانه رفتار کردن نیازمند آن است که درمورد خواسته‌ها و نیازهایتان صریح برخورد کنید و در عین حال به حق و حقوق دیگران، خواسته‌ها و نیازهای آنها هم توجه داشته باشید. وقتی رفتارتان قاطعانه است، خواسته‌‌هایتان را به گوش بقیه می‌رسانید اما شاید الزاما نتیجه‌ای حاصل‌تان نشود. رفتار پرخاشگرانه بر پایه‌ی برد و باخت بنا شده است. پرخاشگری یعنی آن کاری را انجام بدهید که به نفع خودتان است؛ بدون این که به احساسات، نیازها، خواسته‌ها و حقوق دیگران توجهی بکنید. وقتی پرخاشگری می‌کنید، در هر صورت به خواسته‌تان می‌رسید؛ اما بیشتر وقت‌ها آن را مؤدبانه طلب نمی‌کنید. پس معلوم می‌شود که آن رئیسی که کوهی از پرونده روی میز کارمندش ساخت پرخاشگرانه رفتار کرده است. درست است که کارهایی داشت که باید انجام می‌شدند، اما زمانی که در چنین وقت نامناسبی آنها را بر سر کارمندش آوار کرد نشان داد که هیچ اهمیتی برای نیازها و احساسات کارمندش قائل نیست. از آن طرف، رفتار کارمند کاملا قاطعانه بود. او به رئیسش اطلاع داد که به پرونده‌ها رسیدگی خواهد کرد، اما بعد از اینکه از مسافرت برگشت. هم به حق و حقوقش رسید و هم به خواسته‌ی رئیسش که رسیدگی به پرونده‌ها بود توجه کرد. قاطعانه رفتار کردن شاید همیشه اندازه‌ی آب خوردن راحت نباشد؛ اما مهارتی است که می‌توان آن را یاد گرفت. تقویت رفتار قاطعانه زمانی ممکن است که شناخت درستی از خود داشته باشید و قبول کنید که وجودتان ارزشمند است. این باور را که داشته باشید، اساس اعتماد به نفس را دارید. رفتار قاطعانه کمک می‌کند تا هم اعتمادبه‌نفس‌تان را بیشتر کنید و هم روابط‌تان را در محیط کار و دیگر حیطه‌های زندگی بهبود ببخشید. به طور کلی، کسانی که می‌توانند قاطعانه رفتار کنند: راحت‌تر به نتایج برد-برد می‌رسند؛ آنها می‌توانند ارزشمندی وجود طرف مقابل و جایگاهش را ببینند و به سرعت به راه حلی برسند که برای هردو طرف رضایت‌بخش باشد. بهتر مسائل را حل می‌کنند؛ آنها این قدرت را در خود می‌بینند که هرکاری برای پیدا کردن بهترین راه‌حل لازم باشد، انجام دهند. استرس کمتری دارند؛ آنها از قدرت خودشان آگاهند و وقتی اوضاع طبق برنامه پیش نمی‌رود، احساس تهدید نمی‌کنند و خود را قربانی شرایط نمی‌بینند. حرف نمی‌زنند، انجام می‌دهند؛ آنها کارها را تا آخر پیش می‌برند؛ چرا که می‌دانند که توانایی‌اش را دارند. زمانی که قاطعانه برخورد می‌کنید، رفتارتان هم عادلانه است و هم همراه با همدلی. قدرتی که از آن استفاده می‌کنید از اطمینانی می‌آید که به خودتان دارید؛ نه از خوار کردن دیگران و نه از قلدربازی. وقتی این‌طور با احترام و عادلانه با دیگران رفتار کنید، آنها هم با شما همین برخورد را خواهند داشت. محبوب می‌شوید و دیگران به شما به چشم یک رهبر نگاه می‌کنند و کار کردن با شما را لذت‌بخش می‌دانند.  

مشاهده کامل