مطالب مثبت اندیشی

تفاوت افراد مثبت‌اندیش با منفی‌نگرها؛

همه‌ی ما می‌دانیم که بودن در جمع افراد مثبت اندیش، چقدر متفاوت از زمانی است که گرفتار افراد منفی گرا می‌شویم! چه کسی دلش نمی‌خواهد اطرافیانش، اعضای خانواده و دوستانش، همگی افراد مثبت اندیشی باشند و همیشه نیمه‌ی پُر لیوان را در رابطه‌ی با او ببینند؟ اما خودِ ما چه؟ آیا همان آدم‌های مثبت اندیشی هستیم که از دیگران توقع داریم؟ همراه ما باشید، در این مقاله می‌خواهیم درباره‌‌ی تفاوت طرز فکر افراد مثبت اندیش و افراد منفی‌گرا با شما صحبت کنیم. 1. شکست جزئی از یادگیری است افراد مثبت اندیش، شکست را فرصتی می‌بینند برای یادگیری و بهتر شدن. آنها می‌دانند که شکست فقط یک اتفاق است و هویت فردی آنها را تعریف نمی‌کند. آدم‌های منفی‌نگر، بعد از شکست کاملا از پا درمی‌آیند، چون به شکست اجازه می‌دهند هویت فردی آنها را تعریف کند. آنها نمی‌فهمند که شکست جزئی از فرایند یادگیری و رشد است. 2. از پسِ کارهای سخت برمی‌آیم آدم‌های مثبت‌اندیش دوست دارند به چالش کشیده شوند. آنها می‌فهمند که بدون چالش، رشدی وجود نخواهد داشت. افراد مثبت اندیش از سختی‌ها استقبال می‌کنند و به‌دنبال راه‌هایی برای غلبه بر آنها هستند. در مقابل، افراد منفی‌نگر همیشه به‌دنبال راه‌های راحت و میان‌بُر هستند. آنها موانع را بلا می‌دانند، چون موانع، احتمال شکست را افزایش می‌دهند. برای آدم‌های منفی‌نگر، روزهای سخت زندگی سازنده نیستند، بلکه شکننده هستند. 3. همیشه بیشترین تلاشم را می‌کنم آدم‌های مثبت اندیش به‌جای اوضاع، روی تلاش برای موفقیت تمرکز می‌کنند. آنها می‌دانند که چیزهای زیادی وجود دارند که از کنترل آنها خارج هستند، اما تلاش این‌طور نیست. مثبت اندیش‌ها در هر شرایطی بیشترین تلاش‌شان را می‌کنند، حتی اگر زیاد هم نباشد. افراد منفی‌نگر «هلو برو تو گلو» را دوست دارند! اگر قرار باشد تلاشی بکنند، باور دارند که کار چندانی از دست‌شان برنمی‌آید و زود تسلیم می‌شوند. چنین آدم‌هایی وقتی حس می‌کنند دیگران آنها را زیر نظر دارند، احتمال بیشتری دارد که تلاش خود را زیاد کنند. 4. فلانی آدمِ الهام‌بخشی است! مثبت‌اندیش‌ها از موفقیت دیگران الهام می‌گیرند، آنها افراد پیش‌رو در زندگی را می‌بینند و از خودشان می‌پرسند: «چه چیزی می‌توانم از او بیاموزم؟» منفی‌نگرها به موفقیت دیگران حسادت و آن را برای خودشان تهدید تلقی می‌کنند. برای آدم‌های منفی‌نگر، موفقیت دیگران، یعنی شکست خودشان. 5. چه کارهایی را می‌توانم بهتر انجام بدهم؟ آدم‌های مثبت‌اندیش از بازخورد استقبال می‌کنند. آنها نسبت به یادگیری هر چیزی که مجموعه‌ی مهارت‌هایشان را تقویت کند با روی گشاده برخورد می‌کنند، چون همیشه می‌خواهند بهتر شوند. منفی‌نگرها وقتی بازخوردی دریافت یا فردی رفتار آنها را تصحیح می‌کند، احساس بی‌احترامی می‌کنند. آنها بازخورد را به‌جای آنکه ابزاری برای بهبود ببینند، نشانه‌ی ناشایستگی خود تفسیر می‌کنند. 6. روی هر چیز تمرکز کنم، به آن قدرت می‌دهم آدم‌های مثبت اندیش روی چیزهایی تمرکز می‌کنند که می‌توانند کنترل‌شان کنند. آنها می‌دانند که رضایت‌شان در گرو نحوه‌ی واکنش‌شان به اتفاقات است. مثبت‌اندیش‌ها باور دارند به آنچه روی آن متمرکز هستند قدرت می‌دهند، بنابراین خردمندانه از آن استفاده می‌کنند. منفی‌نگرها تمرکز خود را به چیزهایی معطوف می‌کنند که نمی‌توانند کنترل کنند. برای مثال، گفت‌وگوهای مربوط به گذشته را دوباره از نظر می‌گذرانند، خود را به‌خاطر اشتباهات گذشته سرزنش می‌کنند و به ترس‌شان از آینده اجازه می‌دهند تا آنها را در مسیر امروز متوقف کند. 7. همه می‌توانند تغییر کنند افراد مثبت اندیش می‌دانند تنها چیزی که تغییر نمی‌کند، خودِ تغییر است. آنها عقیده دارند که می‌توانند تغییر کنند و دیگران هم می‌توانند تغییر کنند. منفی‌نگرها عقیده دارند که آدم‌ها شخصیت ثابتی دارند؛ در نتیجه تلاشی برای بهبودی نمی‌کنند، چون با خود فکر می‌کنند: «فایده‌اش چیست؟» علاوه‌براین، منفی‌نگرها به دیگران هم اجازه‌ی تغییر نمی‌دهند. وقتی آدم منفی‌نگر روی چیزی برچسب می‌زند، دیگر نمی‌تواند آن را طور دیگری ببیند. 8. هنوز چیزهای زیادی هست که باید یاد بگیرم مثبت‌اندیش‌ها عاشق یادگیری هستند. آنها می‌دانند که اطلاعات در مسیر تکامل است، و آنچه 10 سال پیش عمل می‌کرد، چه‌بسا امروز اثری نداشته باشد. منفی‌نگرها عقیده دارند که همه‌چیز را می‌دانند، و اگر اطلاعات جدید با آنچه از قبل می‌دانستند تناقضی داشته باشد، بعید است آن را بپذیرند. آنها بیش از آنکه تشخیص بدهند چه چیزی درست است و چه چیزی غلط، به گوینده‌ی آن توجه می‌کنند. 9. باید کار بزرگی انجام دهم! فرد مثبت اندیش از بلندپروازی نمی‌ترسد. در مقابل، آدم منفی‌نگر نه‌تنها تفکر کوچکی دارد، بلکه سعی می‌کند دیگران را هم قانع کند که رؤیاها و آرزوهایشان دست‌نیافتنی هستند. 10. با کوچک کردن دیگران، من بزرگ نمی‌شوم مثبت‌اندیش‌ها پشت سرِ دیگران، شخصیت آنها را بالا می‌برند. منفی‌نگرها دیگران را خُرد و خراب می‌کنند تا خودشان حس بزرگی کنند.

مشاهده کامل

چگونه خوش بین باشیم؟

زندگی هیچ‌کس خالی از فراز و نشیب نیست. مطمئنا در خلال روزهایی که زندگی به کام شما بوده است، طعم تلخ اتفاقات مأیوس‌کننده را هم چشیده‌اید. اما آیا هنگام مواجهه با سختی‌ها، نیمه‌ی پر لیوان را می‌بینید یا دائما به نیمه‌ی خالی لیوان توجه می‌کنید؟ با جواب دادن به این سؤال مشخص می‌شود چقدر در زندگی روزمره‌تان خوشبین یا بدبین هستید. اگر در جواب، شجاعانه اعتراف کردید که بخش قابل توجهی از نگرش‌تان در زندگی به زهر بدبینی آلوده است، حتما نیاز دارید با مطالعه‌ی راهکارهایی این عینک بدبینی را از چشمتان بردارید. با ما همراه باشید تا به اتفاق یاد بگیریم چگونه خوش بینی را چاشنی زندگی خود کنیم. 1. احساسات‌ خود را بشناسید و ببینید از اتفاقات خوب و بد چه تأثیری می‌پذیرید خوش بینی به این معنی نیست که باید همیشه شاد باشید. اینکه به اجبار سعی کنید خودتان را حتی در مواقع بحرانی شاد جلوه بدهید، رفتار اشتباهی است. در عوض، خودتان را با گستره‌ی متنوع احساساتی وفق دهید که در مقاطع مختلف زندگی بروز می‌کنند و بپذیرید احساسات منفی مانند احساسات مثبت، بخشی طبیعی از تجربیات زندگی هستند. باید آگاه باشید سرکوب کردن برخی احساسات خاص ممکن است منجر به پریشانی عاطفی شدید شود. اگر احساسات‌ خود را محدود نکنید، در مواجهه با اتفاقات غیرمنتظره‌ی آینده می‌توانید سازگارتر و کُنِشگرتر ظاهر شوید. این رویکرد به شما کمک‌ می‌کند در موقعیت‌های پیش‌بینی نشده خوشبین و منعطف باشید. احساسات منفی می‌توانند در طول زمان به یک عادتِ شرطی تبدیل شوند. هرگز خودتان را به دلیل احساسات ناخوشایند سرزنش نکنید، چرا که با سرزنش کردنِ خودتان نمی‌توانید به مرحله‌ی رشد برسید و فقط در همان اتفاق پیش آمده دَرجا خواهید زد. در عوض سعی کنید بفهمید چه اوقاتی احساسات منفی به سراغ‌تان می‌آیند. برای ردیابی زمان بروز احساسات ناخوشایند می‌توانید احساسات یا افکار ناخوشایندی را که در طول روز برای‌تان اتفاق می‌افتد، در یک دفترچه‌ی شخصی یادداشت کنید. سپس زمینه‌ی بروز این احساسات و افکار ناخوشایند را به دقت بررسی کنید و به دنبال راهکارهای جایگزین برای رویارویی با این‌گونه احساسات و افکار باشید. مثلا فرض کنید در حال رانندگی هستید که ناگهان یک ماشین دیگر، می‌پیچید و مسیرتان را می‌بندد. حالا فرض کنید از این اتفاق عصبانی شده‌اید، طوری که دست‌ خود را روی بوق می‌گذارید و حتی سر راننده‌ی جلویی داد می‌زنید. در پایان روز، این اتفاق را به همین شکل در دفترچه‌تان یادداشت کنید. از احساس خود در آن لحظه بنویسید و واکنشی را هم که بلافاصله نشان دادید ذکر کنید. اما یادتان باشد رفتارتان را با برچسب «درست» یا «غلط» مورد قضاوت قرار ندهید و فقط به بازنویسی اتفاق پیش آمده اکتفا کنید. سپس درباره‌ی چیزی که نوشته‌اید، اندکی تأمل کنید. آیا واکنشی که از خودتان نشان دادید، مغایر ارزش‌های مورد باور شما نبوده است؟ آیا رفتارتان با شخصیتی که از خودتان انتظار دارید، مغایرت نداشته است؟ اگر پاسخ به این پرسش‌ها مثبت بود، فکر می‌کنید کجای رفتارتان اشتباه کردید؟ به نظرتان، علت اصلی واکنش شما چه بود؟ شاید واقعا از دست راننده‌ای که ناگهان جلوی راه‌تان سبز شد عصبانی نبودید، بلکه این فرد را قربانی عصبانیتی کردید که از جای دیگری ناشی شده بود. یادداشت کردن اتفاقات نباید موجب درگیر شدن در احساسات منفی شود. باید از این تجربه‌ها درس بگیرید. از خودتان بپرسید: چه درسی در این تجربه هست که می‌تواند موجب رشد فردی‌ شما شود؟ آیا می‌توانید از این تجربه برای رویارویی با سایر اتفاقات کمک بگیرید؟ اگر دفعه‌ی بعد با موقعیتی مشابه مواجه شدید، چگونه رفتار خواهید کرد که مطابق ارزش‌هایتان باشد؟ مثلا اگر درک کنید عصبانیت‌ شما ناشی از روز پرتنشی بود، راحت‌تر می‌توانید بپذیرید دیگران هم اشتباه می‌کنند. به این ترتیب، یاد می‌گیرید بار دیگری که کسی نسبت به خودتان رفتار مشابهی پیش گرفت، با طرف مقابل همدلی کنید. اگر از قبل درباره‌ی طرز رفتارتان نسبت به موقعیت‌های تنش‌زا پیش‌فرض داشته باشید، واکنش شایسته‌تری در چنین موقعیت‌هایی از خودتان نشان خواهید داد. 2. تمرینات ذهن‌آگاهی انجام بدهید ذهن‌آگاهی (mindfulness) یکی از مؤلفه‌های کلیدی خوش بینی است که به شما کمک‌ می‌کند در لحظه، بدون هیچ قضاوتی، به احساسات‌ خود اذعان داشته باشید. اغلب اوقات، واکنش‌های منفی زمانی بروز می‌کنند که با احساسات‌ خود بجنگید یا آن‌قدر مغلوب آنها شوید که یادتان برود می‌توانید واکنش‌تان را نسبت به احساسات خود کنترل کنید. برای اینکه بتوانید خودتان را در زمان هجوم احساسات منفی کنترل کنید، باید روی طرز نفس کشیدن‌تان تمرکز داشته باشید، هم جسم و هم احساسات‌تان را بپذیرید و به جای انکار احساسات‌ خود از آنها درس بگیرید. در مطالعات متعددی ثابت شده است مراقبه‌ی ذهن‌آگاهی در بهبود اضطراب و افسردگی تأثیر دارد. همچنین گفته شده است مراقبه‌ی ذهن‌آگاهی موجب تغییر رویه‌ی بدن در پاسخ به استرس می‌شود. برای بهره‌مندی از تأثیرات مثبت مراقبه لازم نیست حتما زمان زیادی را به انجام مراقبه اختصاص بدهید. فقط روزی 5 دقیقه انجام مراقبه‌ی ذهن‌آگاهی کافی است تا نسبت به احساسات‌ خود آگاه‌تر شوید و آنها را بپذیرید. 3. تک‌گویی‌های درونی‌ خود را از نظر خوشبینانه یا بدبینانه بودن بررسی کنید

مشاهده کامل