بهترین فیلم های 2018‌ (قسمت سوم)

بهترین فیلم های 2018‌ (قسمت سوم)

به دنبال فهرست بهترین فیلم‌های 2018 هستید؟ جای درستی را انتخاب کرده‌اید. ما دراین مقاله، بهترین فیلم‌ های 2018 را به شما معرفی می‌کنیم که با هیجان‌شان شما را پای تلویزیون میخکوب می‌کنند. این فهرست، تنها شامل 10 فیلم برتر نیست، بلکه شامل منتخب بهترین فیلم‌های ساخته‌شده‌ در سال 2018 می‌شود.

10. زاما (Zama)

آغاز نمایش: 4 آوریل

بازیگران: دنیل خیمنز کاچو، لولا دوئنیاس، ماتئوس ناخترخله، خوآن مینوخین

کارگردان: لوکرسیا مارتل

این فیلم براساس رمانی از نویسنده‌ی آرژانتینی «آنتونیو دی بنِدِتو» در سال 1956 ساخته شده است. فیلم درامی تاریخی است که به‌شکلی کنایه‌آمیز سازوکار دولت‌های استعماری را در قرن 18 به‌نمایش می‌گذارد. دُن زاما (کاچو) مدافع منافع امپراطوری اسپانیا در پاراگوئه است. او همیشه به‌دنبال راهی برای فرار است؛ اما خودش هم نمی‌داند به کجا! ماجراجویی‌های حماقت‌آمیز «زاما» با خنده‌های زیادی همراه است، ماجراجویی‌هایی که «مارتل» آنها را در قابی سورئال قرار داده است (نمایی از یک کشتی که در دریایی سبزرنگ در حرکت است یادآور فیلم‌های علمی‌تخیلی است). مانند «بری لیندونِ» کوبریک، «زاما» هم با استفاده از کنایه به خلق لحظات عمیق رازآلود (و گاهی دیوانه‌کننده) می‌پردازد. شاید در تمام مدت متوجه داستان نشوید اما درمقابل گنگی و سردرگمی به عنصری ضروری از داستانی تبدیل می‌شود که مانند نوایی رویاگونه مسحورتان می‌کند.

9. پلنگ سیاه (Black Panther)

آغاز نمایش: 16 فوریه

بازیگران: چدویک بوزمن، مایکل بی جردن، لوپیتا نیونگو، دانای گوریرا

کارگردان: رایان کوگلر

هماهنگی استادانه‌ی گجت‌های جاسوسی، دسیسه‌های حول خاندان پادشاهی، اکشن فانتزی و کنایه‌های سیاسی این فیلم، در دنیای سینمایی ماورل بی‌همتاست. برداشت و اجرای «کوگلر» از داستان پلنگ سیاه در دنیای ابرقهرمانی خوشایند و جذاب است. او با موسیقی و حیوانات غول‌پیکر به امپریالیسم می‌تازد. مقابله‌ی شاه جدید، تی‌چالا (بوزمن) و انقلابی آمریکایی، کیلمونگر (جردن) را پیش از این در صفحات کتاب‌های تاریخ و داستان‌های مصور دیده‌ایم. اما این جدال تا پیش از این هیچ‌وقت چنین پرداخت مبهوت‌کننده و هیجان‌انگیزی نداشته است.

8. مادلینِ مادلین (Madeline’s Madeline)

آغاز نمایش: 10 آگوست

بازیگران: هلنا هوارد، میراندا جولی، مالی پارکر، کورتیس کوک

کارگردان: جوزفین دکر

مادلینِ مادلین فیلم بی‌پروایی است. هسته‌ی داستانی فیلم یعنی رابطه‌ی متشنج مادلین (هوارد) و مادرش (جولی) تفاوت چندانی با دیگر درام‌های خانوادگی پرتنش ندارد، اما پردازش داستان توسط «دکر» بسیار ویژه است. دوربین سرگردان و موسیقی دیوانه‌وار فیلم شما را به ذهن آشفته‌ی مادلین پرتاب می‌کند. اضافه شدن کارگردان مستعد تئاتر (پارکر) که اصرار دارد مادلین بازیگرش باشد، ماجرا را پیچیده‌تر می‌کند و ابزار نقد اساسی خود فیلم می‌شود! چه کسی حق دارد داستان چه کسی را تعریف کند؟ آیا هنر می‌تواند به‌راستی درونیات انسان را تحت‌تأثیر قرار دهد؟ اینها پرسش‌های مهمی هستند که فیلم ادعا نمی‌کند پاسخی برای آنها دارد. بنابراین ممکن است فیلم زمخت و جدی به‌نظر برسد (در بخش‌هایی تا حدودی همین‌طور است) اما سبک شاعرانه‌ی آن بسیار روح‌بخش است! فیلم شما را در میان گردونه‌ای از صدا و تصویر گیر می‌اندازد. شاید در برخی قسمت‌ها «درخت زندگی» ترنس مالیک را به یادتان بیاورد اما «دکر» خیلی بیشتر مشتاق کشف ناشناخته‌هاست. شما هم از دنبال کردن او نترسید!

7. مأموریت غیرممکن؛ فال‌اوت (Mission: Impossible Fallout)

آغاز نمایش: 27 جولای

بازیگران: تام کروز، هنری کویل، ربکا فرگوسن، وینگ ریمز

کارگردان: کریستوفر مک‌کوئری

هرچند ستاره‌ی تام کروز در سال‌های اخیر با فیلم‌های مانند «مومیایی» و «ساخت آمریکا» افول کرده است، اما ستاره‌ی مجموعه فیلم‌های مأموریت غیرممکن پرفروغ‌تر شده است. انگار این تام کروزی است که تماشاگران دوست دارند: درحالِ پریدن از هواپیما، دویدن روی بام ساختمان‌ها یا آویزان شدن از نوک یک صخره! خب نمی‌شود آنها را سرزنش کرد! هرچند این فیلم بهترینِ این مجموعه نیست، اما دارای شوخی‌های کنایه‌آمیز، اشاره‌های هوشمندانه‌ی تاریخی و چندین صحنه‌ی هیجان‌انگیز است که نفس را در سینه‌تان حبس می‌کند (مبارزه در حمام و تعقیب و گریز هلیکوپتر). مک‌کوئری که نخستین کارگردانی است که دو نسخه از مأموریت غیرممکن را کارگردانی کرده است، متخصص طراحی صحنه‌های اکشن است. با وجود زمان 147 دقیقه‌ای فیلم، فال‌اوت هیچ‌وقت از جنب‌وجوش نمی‌افتد. پس از خروج از سالن نمایش به‌دنبال هیجان بیشتر خواهید بود. ای کاش فیلم‌های بلاک‌باستر بیشتری در این سطح ساخته می‌شد.

6. هیچ ردی به جا نگذار (Leave No Trace)

آغاز نمایش: 29 ژوئن

بازیگران: بن فاستر، توماسین مک‌کنزی

کارگردان: دبرا گرانیک

زندگی در طبیعت بی‌هیاهو آرزوی آدم‌های بسیاری است. هیجان بقا، میل به رهاکردن دارایی‌های دنیایی و یک زندگی ساده در طبیعت، ایده‌‌آلی است که هنوز هم با وجود وابستگی شدید زندگی به فناوری، به کودکان آمریکایی آموزش داده می‌شود. «بدون هیچ ردی» به بُعد تاریک‌ این آرزو می‌پردازد. فیلم داستان ویل (فاستر)، کهنه‌سرباز جنگ و دخترش تام (مک‌کنزی) است که در دامنه‌ی کوه‌های پورتلند اورگان زندگی می‌کنند. مادر تام سال‌ها قبل مرده است. این پدر و دختر فقط همدیگر و البته جنگل را دارند. اما پنهان شدن از دیگران همیشگی نیست؛ «ویل» به‌خاطر زندگی در فضای عمومی بازداشت می‌شود و برای زندگی به‌همراه «تام» به مزرعه‌ی تولید درخت کریسمس فرستاده می‌شود. «تام» از اینکه سقفی بالای سرش دارد، خوشحال است و با خرگوشی به‌نام «اره‌برقی» رفیق می‌شود. اما «ویل» نمی‌تواند با این وضعیت کنار بیاید. بنابراین آنها دوباره سر از جاده درمی‌آورند و به سوی جنگل پیش‌می‌روند. فیلم‌ساز فرایندگرا، گرانیک، سفر پرمخاطره‌ی پدر و دختر را با شگفتی و تردید به‌نمایش می‌گذارد؛ زیبایی طبیعت وحشی در کنار خطرات زندگی در خلوت و دور از اجتماع. حتی اگر درکی از زندگی بدون وای‌فای ندارید، می‌توانید دل‌بستگی پدر و دختر را درک کنید. عمق احساسی فیلم جایی است که «تام» در پاسخ به سؤال یک غریبه که «کجا زندگی می‌کنی؟ خونه‌ات کجاست؟» می‌گوید: «پدرم!»

5. تباهی (Annihilation)

آغاز نمایش: 23 فوریه

بازیگران: ناتالی پورتمن، جنیفر جیسن‌لی، جینا رودریگز، تسا تامپسون

کارگردان: الکس گارلند

رمان علمی‌تخیلی وهم‌آلود و کافکا‌گونه‌ی «جف واندرمییر» منبع الهام خوبی برای «الکس گارلند» در خلق اقتباسی سوررئال و دلهره‌آور و یکی از بهترین فیلم های 2018 بوده است. گارلند به‌تمامی مطابق کتاب پیش نمی‌رود، اما هسته‌ی اصلی را نگه می‌دارد: چند زن ازجمله پورتمن، زیست‌شناسی که در غم از دست دادن همسرش است، به کاوش در منطقه‌ای قرنطینه‌شده می‌روند که به «منطقه‌ی X» معروف است. هدف آنها بررسی برخی پدید‌ه‌های عجیب و ناپدید‌شدن افراد است. خیلی زود روشن می‌شود که سفر آنها خطرناک است و احتمال زنده ماندن افراد هیچ است. این فیلم به سبک «موجودِ» جان کارپنتر (1982) و به همان اندازه شما را گیج و حیرت‌زده می‌کند. گارلند بدون اینکه پاسخی به معما بدهد، ما را با تصاویری وهم‌آلود رها می‌کند؛ جانورهای چندگانه‌ی عجیب‌ و غریبی که در کمین نشسته‌اند، انسان‌هایی که به گل و گیاه تبدیل می‌شوند، همزادهای نورانی که با رقصیدن پیام می‌دهند. مانند «2001: ادیسه‌ی فضایی»، این فیلم به زبانی صحبت می‌کند که برای ما به‌تمامی قابل‌درک نیست!

4. ببخشید مزاحم می شم (Sorry to Bother You)

آغاز نمایش: 6 جولای

بازیگران: کیت استنفیلد، تسا تامپسون، جرمین فاولر، آرمی هَمر

کارگردان: بوتس رایلی

بوتس رایلی که عضوی از یک گروه هیپ‌هاپ است، با موسیقی‌‌اش اشاره‌های جانداری به سیاست، نابرابری، مسئله‌ی نژاد و طبقه‌ی کارگر می‌کند. عجیب نیست که فیلمی به نویسندگی و کارگردانی او همین رویه را در پیش بگیرد. این فیلم کمدی درباره‌ی بازاریاب تلفنی، کاسیوس گرین (استنفیلد) است که با استفاده از توانایی‌اش پله‌های پیشرفت را را به‌سرعت طی می‌کند. آنچه که شاید مایه‌ی تعجب (و تا حدودی الهام‌بخش) باشد، واکنش مثبت تماشاگران به پیام ضدسرمایه‌داری فیلم و تشویق آن است. حس بصری سوررئال فیلم کمی یادآور فیلم‌های مستقل معروف دهه‌ی نخست قرن 21 است، به‌ویژه کارهای «میشل گُندری» و «اسپایک جونز». با‌این‌تفاوت که برخلاف فیلمی مانند «درخشش ابدی یک ذهن پاک» که به درونیات ذهن انسان می‌پردازد، «ببخشید مزاحم می‌شم» درباره‌ی آدم‌های دنیای بیرون و تأثیرگذاری و ایجاد تغییر در آن است. داستان خنده‌دار و ماجراجویانه‌ی رایلی نوعی رهنمود در خود دارد؛ هجوی است ارزشمند و درعین‌حال یک راهنما.

3. نخستین اصلاح شده (First Reformed)

آغاز نمایش: 18 می

بازیگران: ایتان هاوک، آماندا سایفرد، سدریک کایلز، ویکتوریا هیل

کارگردان: پاول شریدر

شریدر با این داستان تاریک درباره‌ی کشیشی که با بحران اعتقاد دست‌وپنجه نرم می‌کند، به قلمرو آشنایش بازگشته است. ستایش‌شده‌ترین کار او در مقام فیلم‌نامه‌نویس «راننده تاکسی»، داستان مردی است که احساس گناه، خشم و آزردگی از دنیای اطراف، او را عاصی کرده است. «نخستین اصلاح‌شده» داستان کشیش «تالر» (هاوک) است که با وجود مشکلات خودش، شروع به نصیحت یک فعال محیط‌زیست جوان و تندرو می‌کند و در پایان، ذهنش به‌تمامی درگیر درستی هدف این جوان می‌شود! شریدر به کاوش موضوعاتی می‌پردازد که پیش از این بارها به آنها پرداخته است، اما این بار فیلم‌برداری و تدوین کنترل‌شده‌تر و نتیجه‌‌ی کار، مهارشده‌تر از فیلم‌های پیشین اوست. او از همان ابزاری استفاده می‌کند که نخستین بار در کتابش «سبک‌ استعلایی در سینما» مورد بررسی قرار داد؛ رویکرد اساتیدی مانند «روبر برسون» و «تئودور درایر» در قبال دلهره، وسواس و مباحثه. فیلم به‌گفته‌ی «شریدر» به‌دنبال «بزرگ‌سازی راز هستی» است و به این هدف رسیده است؛ آن هم با جدیت و در دقیقه‌های پایانی با قدرت.

2. سوارکار (The Rider)

آغاز نمایش: 13 آوریل

بازیگران: بریدی ژاندرو، تیم ژاندرو، لیلی ژاندرو، کت کلیفورد

کارگردان: کلوئی ژائو

اصالت جسورانه‌ی «سوارکار» که از نقش‌آفرینی مربی حرفه‌ای اسب «بریدی ژاندرو» بهره برده است، به‌خوبی با لحن شاعرانه‌ی آن که هیچ‌وقت افت نمی‌کند، آمیخته شده است. دوربین کارگردان، «ژاندرو» (که به‌تازگی از مصدومیت رها شده است)، خانواده و دوستانش را در دوران درد و دشواری، درمان و آرامش با همان کنجاوی‌ای دنبال می‌کند که در مسیر مرکز درمانی یا کام گرفتن رفقا از یک سیگار مشترک. همه‌ی جزئیات در این فیلم که داستان غرور و مردانگی است، اهمیت دارند. فیلم تصویری طبیعت‌گرایانه از غرب را با جزئیات نمایش می‌دهند؛ مثل فرایند آهسته‌وپیوسته‌ی رام کردن اسب. درعین‌حال «ژائو» به‌روش فیلم‌های کلاسیک ورزشی داستانش را تعریف می‌کند. آیا «ویل بریدی» این ورزشکار بااستعداد می‌تواند دوباره اسب‌سواری کند؟ آیا می‌تواند رویاهایش را دنبال کند؟ چه چیز به او انگیزه می‌دهد؟ این پرسش‌ها حتی به صحنه‌هایی که ظاهرا بی‌اهمیت به‌نظر می‌رسند، معنا می‌دهند.

1. بهترین فیلم 2018: تو هرگز واقعا اینجا نبودی (You Were Never Really Here)

آغاز نمایش: 6 آوریل

بازیگران: یواکین فونیکس، اکاترینا سامسونوف، الکس مانت، جان دومان

کارگردان: لین رمزی

شاید فیلم‌های مختلفی با محوریت قاتل‌های اجیرشده دیده‌ باشید اما فیلم «لین رمزی» چیز دیگری است. این فیلم که جزء بهترین فیلم های 2018 محسوب می‌شود با کارگردان اسکاتلندی‌اش می‌تواند در حال‌وهوای «جان ویک»گونه، با نگاه از زوایه‌ای متفاوت معنایی جدید خلق کند. این داستان جنایی از کتاب «در حد مرگ کسل‌کننده» نوشته‌ی «جاناتان ایمز» اقتباس شده است و داستان کهنه‌سربازی به‌نام «جو» (فونیکس) است که در گیرودار دسیسه‌های سیاسی ازجمله قاچاق انسان، خود را درگیر نجات دختری ربوده‌شده می‌کند. این فیلم وحشت خزنده‌ و تمرکز بر انتقام خشونت‌آمیز فیلم‌هایی مانند راننده تاکسی، لوگان و راننده‌ی «نیکلاس ویندینگ رفن» را به‌یاد می‌آورد. اگر این‌طور است پس فیلم چه چیز جدیدی دارد؟ میان بازی بی‌کلام فونیکس، موسیقی شگفت‌انگیز «جانی گرین‌وود» و جامپ‌کات‌های «رمزی»، هر نمایی از فیلم سرشار از انرژی، وقار و امکان است. این، فیلمی است درباره‌ی مرگ که سرشار از زندگی است!

نظرات

نظرخود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

نظرات سایر دوستان